تبليغاتX

"سلام : به اين رمز زندگی خوش آمديد ***اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب . و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس . و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو . و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل . اثری از : مصطفی صادق رافعی *
ژینگه - چرا خدا را كنار گذاشته ايم وگناه مي كنيم ؟

همانا اسبابي هستند كه انسان را براي گناه كردن تشجيع مي كنند وموجب فراموش شدن دستورات خداوند مي شوند .

اين اسباب باهم تفاوت دارند ، بعضيها متعلق به ذات آن شخص مي باشند و از او سرچشمه مي گيرند ، و بعضيها فوران شده از جامعه اي است كه درآن زندگي را سپري مي كند ، و بعضيها نيز به طور مشترك ميان جامعه و ذات آن شخص بوجود مي آيند .

و ما در اين مقاله بر آن هستيم كه مهمترين اين اسباب را بيان نماييم ، تا در ميدان مبارزه توانايي چيره شدن برآنها را دارا باشيم و بتوانيم بر آنها غلبه كنيم .

زيرا بهترين شيوه ي معالجه آن است كه ابتدا بيماري و اسباب ان را تشخيص دهيم و با آنها مبارزه كنيم سپس از ادويه ي مجاز جهت ريشه كن كردن آن بيماري استفاده نماييم ، و تا انشاء الله شفا يابيم.

1- بي تفاوت بودن نسبت به هدف و سرانجام زندگي :

نيرومند ترين سببي كه جرأت گناه كردن را در انسان شعله ور مي كند ،اين است كه نمي فهميم هدف از خلقت آدمي چيست ونمي دانيم كه چرا آدميان به وجود آمده اند ، در حالي كه براي سپري كردن زندگي لازم است هر انساني بداند كه چرا خلق شده است ؟ و بهر چه آمده است ؟ و به كجا خواهد رفت ؟

بسياري از مردم هدف از زندگي را دردنيا و متعلقات آن از جمله : مرفهات وارضاء شهوات منحصر كرده اند ، و بعضي از مردم هدفي را براي زندگي نمي يابند و همانند حيوانات زندگي را سپري مي كنند و نمي دانند كه چرا خلق شده اند و چرا زندگي مي كنند .

و اما خداوند متعال هدف و آماج از زندگي را در اين آيه مشخص نموده است كه مي فرمايد :( "وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ والإِنْسَ إِلا لِيَعْبُدُون" = من پريها و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريده ام ) پس آماجي كه بايد انسان به خاطر آن زندگي كند عبارت است از اينكه خداوند را كاملا بپرستيم  و او را صحيح و درست بندگي و عبادت كنيم ، و اين همان عبادتي است كه علما در تعريف آن گفته اند : عبادت يعني اينكه هر گونه قول و فعل ظاهري و باطني را متوجه رضائيت خداوند نماييم.

پس بايد سخنان و افعال و احساساتمان را متوجه ذات اقدس الهي نماييم، يعني اينكه تمامي اهداف و آماج زندگي را در آن مقصد عالي و بزرگوار منحصر سازيم ، زيرا اين كار موجب علو درجه و رفعت مقام و كسب امتياز در درگاه ايزد منان مي شود و انسان را به خالق خويش ربط مي دهد و او را از جاذبيت آب و خاك دو مي كند و با ملأ اعلي به پرواز در مي آورد .

2- سست ايماني:

يكي ديگر از اسبابي كه به انسان جرأت گناه كردن را مي دهد ، سستي ايمان نسبت به خدا و روز آخرت است .

گريز از محبوبات الهي و توسل به منكرات الهي موجب اين مي شود كه انسان گناه را پيگيري  كند و از آن لذت آني را ببرد .

اما ايمان كامل ، بنده را به محبت محبوبات و منفور داشتن منكرات الهي مي رساند . پيغمبر (ص) مي فرمايد :  ("لا يُؤمِنُ أحَدُكُم حَتَّى يكُونُ هَوَاهُ تَبَعًا لِمَا جِئْتُ بِه"=  هيچ يك از شما ايمانش كامل نمي شود مگر اينكه من نزد او از پدر و مادر و فرزندانش و همه ي مردم محبوب تر باشم  )

انسان در موقع گناه هيچكدام از خدا و پاداش اطاعت و جزاي بي امري را نمي بيند و تنها چيزي كه جلو او نمايان مي شود لذت گناه مزين شده توسط شيطان است ، او همانند گنجشكي است كه دانه را در تله مي بيند اما تله اي كه موجب هلاك او مي شود را نمي بيند ، پس به سرعت به طرف آن مي رود و در نهايت هلاك مي شود .

3- نشناختن خدا و نشناختن دستورات و منهيات و پاداش و عقاب او:

جهل و ناداني وسيله اي ممتاز براي معصيت الهي مي باشد ، زيرا اگر انسان خدا را به طور كامل مي شناخت، حتما او را دوست مي داشت و با احترام و چشم تعظيم از دستورات او پيروي و اطاعت مي كرد ، و مي دانست كه تقواي الهي ارزشمند ترين چيز است .

اگر انسان به دين و شريعت خويش آگاهي و اطلاع كافي مي داشت حتما براي سعادت و سرافرازي خويش آن را پيگيري مي كرد ، و اگر پاداش و عقاب خداوند را مي شناخت ، حتما به پاداش علاقه مند مي شد و از عقاب و سزا پرهيز مي كرد .

پيغمبر (ص) ميان انتزاع علم و دانايي و گسترش جهل و ناداني و اشاعه ي معصيت در آخر زمان مقارنه مي كند و مي فرمايد : ("إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ السَّاعَةِ أَنْ يُرْفَعَ الْعِلْمُ وَيَثْبُتَ الْجَهْلُ وَيُشْرَبَ الْخَمْرُ وَيَظْهَرَ الزنى"= بعضي از نشانه هاي روز آخرت اينست كه علم برچيده ميشود و جهل وناداني حكم فرما خواهد شد و مشروبات الكلي افزايش مي يابدو وزنا و فاحشه كاري در جامعه برملا مي شوند  ).

ابن قيم (رح) مي گويد : انسانهاي جاهلي كه هيچ گونه دانشي ندارند ، پوششي خوار و نكوهيده را پوشيده اند كه آنها را به فرومايگي و بي امتيازي بيشتر از هر چيزديگري نزديكتر مي كند

4- وسوسه هاي شيطاني :

شيطان نخستين دشمن انسان است ، او بي وقفه و انسان را به گناه و معصيت تشويق مي كند ؛ پيغمبر (ص) در مورد وسوسه هاي شيطاني چنين فرموده : (إن الشيطان يجري  من الإنسان مجرى الدم في العروق"= شيطان همانند خون در بدن انسان رفت و آمد مي كند وهمانند خون تمام وجود انسان را در بر مي گيرد ).

شيطان همراه شما مي آيد تا قدم به قدم شما را به خود جذب كند و يكي پس از ديگري شما را به گناه رساند ، و اصلا در اين راه خستگي را نمي شناسد ، زيرا ايشان با خود پيمان بسته است كه هيچ گاه در فريب انسان كوتاهي نكند و از هر راهي كه بگنجد او را هلاك و نابود سازد.

ابن قيم (رح) راههاي ورودي  شيطان به درون بندگان را در سه مورد منحصر نموده است : 1- اسراف و زياده روي در مباحها 2- بي تفاوت بودن نسبت به ذكر و ياد خدا 3- تلاش و كوشش در مورد چيزي كه بي فايده است .

5- مغرور بودن به عفو و بخشش الهي :

بسياري از مردم در طول زندگي گناه و معصيت را دنبال مي كنند و با اين حال خود را به ريسمان خواهشهاي دروني پيوند داده اند و اميدوارند كه بدون حساب وارد بهشت شوند و بجز چند روزي آتش جهنم گريبانگير آنها نشود .

آنها كساني هستند كه به مغفرت و رحمت خداوند دل بسته اند و خود را به اين شاد مي كنند كه خداوند از گناهانشان صرف نظر مي كند و آنها را مورد عفو و بخشش خويش قرار مي دهد و اما فراموش كرده اند خداوند تنها كسي را مي بخشد كه توبه كند و از اعمال زشت خويش اظهار ندامت و پشيماني نمايد ، ولي نسبت به كساني كه مرتكب گناه و معصيت شده اند بسيار جبار و انتقام گير مي باشد .

خداوند در سوره حجر مي فرمايد : ("نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الغَفُورُ الرَّحِيمُ * وأَنَّ عَذَابِي هُوَ العَذَابُ الأَلِيمُ"=  بندگان مرا آگاه كن كه من داراي گذشت زياد و مهر فراوان هستم ‹49› و اينكه عذاب من در حق سركشان بي ايمان عذاب بسيار دردناكي است) .

6- مأيوس شدن از رحمت خداوند :

بعضي از گناهكاران گناه خويش را بزرگ جلوه مي دهند و از رحمت وسيع الهي نا اميد مي شوند ؛ زيرا سالهاي متمادي را در گناه و معصيت سپري نموده اند ، به طوري كه از هيچ گناهي كوتاهي نكرده اند و هيچ فريضه اي را انجام نداده اند و هر چيز شهواني را دنبال كرده اند و هيچ مرز و حدودي را رعايت ننموده اند ،و گمان مي برند كه حتما هلاك شدني هستند و به آتش جهنم وارد مي شوند و مي گويند : اگر از رحمت خداوند دورشده ايم  چرا زندگي دنيا را به دلخواه خود در شهوت و گناه سپري نكنيم و آرزوهاي دروني خويش را به جا نياوريم ؛ پس با اين اعتقاد در معصيت الهي فرو مي روند و زمام خويش را در دست شيطان مي گذارند تا او را هر كجا كه مي خواهد با خود ببرد.

خداوند در مورد كساني كه اين گونه فكر مي كنند چنين مي فرمايد : ("قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ الَّهِ إنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِيم"= بگو اي بندگانم ، اي آنان كه در معاصي زياده روي هم كرده ايد از لطف و مرحمت خدا نا اميد و مأيوس نگرديد. قطعا خداوند همه ي گناهان را مي آمرزد . چرا كه او بسيار آمرزگار و بس مهربان است ).

  داشتن ترس و خوف از خداوند چيزي مطلوب و لازم است ، و ليكن مبالغه در آن انسان را به يأس و نوميدي مي رساند

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 21:31 توسط arbaba

 

 

استفاده از مطالب ژینگه بدون ذكر منبع ممنوع مي باشد