تبليغاتX

"سلام : به اين رمز زندگی خوش آمديد ***اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب . و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس . و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو . و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل . اثری از : مصطفی صادق رافعی *
ژینگه - سازمان ملل ماشين از كار افتاده

بسمه تعالي

موضوع مقاله : سازمان ملل ماشين از كار افتاده

دولتها همه بعد از جنگ وايرانگر جهاني دوم به فكر تشكيل سازماني بين‌المللي افتادند ، تا اينكه ابرقدرتها و يا قدرتمندان را مهار نمايد و نگذارد ديگر بار آنها سياست استعمار و استثمارگري را در حق ملتها و كشورها اتخاذ نمايند ، و صلح و آسايش و امنيت و پيشرفت را براي ملتها به ارمغان آورد ، و تا بنا به عبارت خود منشور سازمان ملل متحد - « نسلهاي آينده را از آفت جنگ در امان بدارند » .

هدف كلي اين سازمان عبارت است از :

« 1 حفظ صلح و امنيت بين‌المللي و بدين منظور : با وسايل مسالمت‌آميز و بر طبق اصول عدالت و حقوق بين‌المللي ، انجام اقدامات جمعي كارساز براي پيش‌گيري از تهديدها بر ضد صلح و برطرف ساختن اين تهديدها و جلوگيري از هرگونه عمل تجاوزگرانه يا ساير اقدامات بر هم زننده‌ي صلح ، و فراهم آوردن موجبات تعديل يا تصفيه‌ي اختلافات يا وضعيت‌هاي بين‌المللي كه ممكن است به بر هم زدن صلح بينجامد ؛

2 گسترش روابط دوستانه در ميان ملتها بر مبناي احترام به اصل برابري حقوق ملتها و برخورداري آن‌ها از حق تعيين سرنوشت ، و انجام ساير اقدامات ضروري براي تحكيم صلح جهاني ؛

3 تحقق همكاري بين‌المللي با حل مسايل بين‌المللي اقتصادي ، اجتماعي ، فكري يا بشر دوستانه ، از رهگذر گسترش و تشويق رعايت حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي براي همگان ، فارغ‌ از هر گونه تبعيض نژادي ، جنسي ، زباني يا ديني ... »[1]

سازمان ملل با اين رسالت خطير و مهم پا به عرصه‌ي ظهور نهاد ؛ و به ملتها و كشورهاي جهان بويژه ملتهاي فقير نويد داد كه عدالت و آزادي به منصه‌ي اجرا گذارده مي‌شود ، و همه خود مستقيماً سرنوشت خويش را رقم خواهند زد ، و حقوق حقه‌ي ملتها باز پس داده مي‌شود ، و آسايش و فرهمندي براي همه به بار خواهد آمد ...

ملتها همه چشم اميد بدين نهاد بين‌‌المللي انداختند و شيفته شعارهاي اين سازمان شدند ، زيرا حدس مي‌زدند كه اين نهاد همراه با شعارهايش جدا از ديگر نهادها و شعارها مي‌خواهد بهشت زمين را برايشان ايجاد نمايد ...

حقيقتاً رسالت سازمان ملل متحد ، بسيار مهم و اساسي است ، و انجام آن بنحواحسن و پايبندي به مواد آن مي‌تواند صلح و آرامش و آسايش و امنيت و پيشرفت اقتصادي و صنعتي را براي ملتها به بار آورد .

اما آنچه كه مهم مي‌باشد اين است كه آيا اين سازمان توانسته جايگاه و انيفرم خود را حفظ كند ؟ و آيا توانسته به رسالت خود عمل كند ؟

متأسفانه پاسخ اين نوع سؤالها منفي است ؛ زيرا اين سازمان نتوانست زياد استقلال خويش را حفظ كند ، و بجاي اينكه قدرت قدرتمندان را مهار كند و آنها را از تجاوز عليه كشورهاي ديگر باز دارد و نگذارد در امور داخلي آنها دخالت نمايند ، ولي خود تحت تأثير آنها قرار گرفت و مسموم دستهاي زهرآگين‌شان شد و بعد از چندي فعاليت خود را زير چتر قدرتمنداني همانند آمريكا آغاز كرد و عملاً به ابزار تحقق اهداف شومشان در آمد ، تا آنجا كه امروز هر آنچه را كه قدرتمندان بخواهند ، آن را در مجمع عمومي سازمان به بحث مي‌گذارند و اگر احياناً مجمع عمومي سازمان ملل به فعاليتها و طرحهاي ارائه شده آنها رأي منفي بدهد ، بدون هيچ گونه توجهي بدان ، با استفاده از قوه‌ي زور وارد عرصه خواهند شد و آشكارا طرحهاي تجاوزگرانه و جنايت‌كارانه‌ي خود را عملي خواهند كرد . نمونه عيني آن ، همان جنگ آمريكا و همپيمانانش عليه افغانستان و عراق بود كه بدون موافقت اكثريت مجمع عمومي سازمان ملل ، صورت گرفت .

يا اينكه امروز بيش از نيم قرن از تأسيس سازمان ملل مي‌گذرد ، اما مي‌بينم كه شعارهاي اساسي آن همانند ايجاد آسايش وامنيت و عدالت و برابري و آزادي جهاني و همچنين تلاش براي فقرزدايي و محروميت‌زاديي همچنان در هاله‌اي از ابهام باقي مانده و تحقق نيافته‌اند .

اين شعارها و هياهوهايي كه سالها چشمان بسياري از مردمان ستمديده و گرسنه و عقب مانده را بخود خيره كرده بود ، و هر روز خواب تحقق آن را مي‌ديدند ، امروز عيناً و عملاً برايشان روشن شده كه اين سازمان از كار افتاده و ديگر قادر به حركت در راستاي تحقق اهداف و اميالشان نيست ؛ زيرا آمارهاي فقر و گرسنگي ،‌جنگ و خونريزي ، ناعدالتي و نابرابري و بي‌سوادي همچنان زياد است . و روزانه تعداد فراواني را قرباني خود مي‌نمايند .

« بنا به گزارشات سازمان ملل متحد ، 500 ميليون نفر در دنيا در فقر مطلق به سر مي‌برند و با درآمد كمتر از يك دلار در روز زندگي مي‌كنند . و بيش از يك ميليارد نفر به آب آشاميدني سالم دسترسي ندارند . و 113 ميليون كودك در جهان به مدرسه نمي‌روند . و ميزان مرگ و مير كودكان زير 5 سال در سال 11 ميليون نفر است كه اكثريت غالب آن در كشورهاي جهان سوم بروز مي‌يابد . و 40 ميليون نفر در سراسر دنيا مبتلا به بيماري ايدز هستند »[2]

يا اينكه كشمكشها و جنگهاي سياسي‌اي كه انتظار مي‌رفت سازمان ملل آنها را از طريق ديپلماتيك حل و فصل و ريشه‌كن كند ، همچنان داغ است و ميليونها انسان بي‌گناه را به كام مرگ كشانده و مي‌كشاند ؛ جنگهاي داخلي كشورهايي همانند صومالي ، سودان ، ايتيوبي ، تركيه و ... همچنان در صدر مشكلات داخلي اين كشورها به شمار مي‌آيد ، و بعضيها همچنان لاينحل باقي مانده است . سازمان ملل بعد از كشته شدن بيش از يك ميليون نفر در جنگ داخلي سودان تازه راجع به ارسال نيروي بين‌المللي به اين كشور آنهم بعد از صلحي كه دولت سودان توانست با شورشيان جنوب منعقد كند موافقت نموده است .

و تا امروز به خاطر رابطه تنگاتنگ آمريكا با تركيه ، حاضر نشده راجع به جنايتها و ظلمهايي كه دولت تركيه در حق كردهاي آن كشور مرتكب شده ، تشكيل جلسه دهد و به حل آن بحران بپردازد .

يا در جنگ داخلي عراق با كردها و همچنين جنگ اول خليج فارس ، سازمان ملل به خاطر آنكه دستهاي قدرتمندان از جمله آمريكا پشت پردة جنايات صدام حسين عليه كردها و ايران بود ، نتوانست آن را متوقف كند و اين كشور را وادار به پذيرش صلح نمايد ؛ جنگي كه به كشته شدن 182 هزار كرد بي‌گناه انجاميد و هزارها ايراني بي‌گناه را به كام مرگ كشاند .

اما در جنگ دوم خليج فارس به خاطر آنكه روابط قدرتمندان غربي از جمله آمريكا با عراق تيره شده بود ، فوراً قطعنامه‌اي عليه اين دولت صادر مي‌كند كه به تحريم اقتصادي 10 ساله‌ي اين كشور انجاميد .

يا تا به امروز نتوانسته به جنگ خونين ميان اسرائيليها و فلسطيني‌ها خاتمه دهد و صلحي پايدار را در اين سرزمين برقرار نمايد ...

در كل نه اينكه سازمان ملل نتوانسته آنچه كه بايد و شايد است به رسالت خود عمل كند ، بلكه بعد از چندي با از دست دادن استقلال خويش كارآمدي خود را نيز از دست داد و به ابزار دست قدرتمندان از جمله آمريكا در آمد ؛ و به همين خاطر است كه امروز اعتماد و اعتبار جهاني خود را از دست داده است .

اين روزها سخن از پايان مدت دوره‌ي دبيركلي سازمان ملل رفت ؛ و قرار است در دوره‌ي بعدي وزير خارجه كره جنوبي اين سمت را عهده‌دار شود .

آقاي كوفي‌عنان هر چند كه به فردي صلح طلب مشهور است ، اما در دوره‌ي دبيركلي سازمان ملل نتوانست به خواستها و وعده‌هاي خود جامه‌ي عمل بپوشاند ، و صلح پايدار جهاني را برقرار كند و خشونت را برچيند ؛ بلكه دوران وي مصادف بود با جنگها و زد و خردها و ناعدالتي‌هاي فراواني كه توسط افسار گسيخته‌ها به وقوع پيوست .

راجع به كانديداتوري وزير خارجه‌ي كره جنوبي براي سمت دبيركلي سازمان ملل ، سؤالات خاصي به اذهان خطور مي‌نمايند . كه چرا وزير خارجه كره جنوبي براي اين پست كانديدا شد ؟ و هدف از كانديداي آن چيست ؟ و چه كساني طراحان پشت پرده اين امر بودند ؟ بايد پاسخ اين سؤالات را در سياست خارجي آمريكا يافت .

همه مي‌دانيم كه كره جنوبي يكي از مهمترين همپيمانان استراتژيك و ديرينه‌ي آمريكا است ، و آمريكا را عليه سياست‌هاي كره شمالي ياري داده ، و همچنين تعداد بسياري از سربازان خود را به عراق ، براي سقوط صدام و تلاش براي ايجاد آرامش و امنيت در آن كشور ، فرستاد و آمريكا را در اين جنگ حساس و همچنين بعد از آن ، تنها نگذاشت . و آمريكا نيز كره جنوبي را بهترين كشور براي متزلزل كردن و شكست دادن ابرقدرت اقتصادي و صنعتي‌اي كه دارد توسط كشورهاي آسيايي بويژه كشورهاي شرق آسيا همانند ، ژاپن ، چين ، روسيه ، مالزي و ... ، شكل مي‌گيرد ، تا اينكه سسلطه اقتصادي و صنعتي جهاني را همچنان براي خويش محفوظ بدارد .

و چه بسا به خاطر تقويت هر چه بيشتر سياست مبارزه با كشورهايي باشد كه دارند براي ساخت سلاح هسته‌اي همانند كره شمالي فعاليت مي‌كنند .

و كانديد كردن وزير خارجه اين كشور براي اين سمت ، به پاس آن همه همكاريها و همياري‌هاي و همسويي‌هايي است كه آن كشور با آمريكا داشته است .

زيرا فردي كه براي اين سمت انتخاب مي‌شود حتماً بايد با تأييد آمريكا همراه باشد ، و كسي باشد كه امريكا را در اجراي طرحهايش ياري دهد ، و يا حداقل در برابر سياستهاي آن سكوت را رعايت نمايد .

و براي صحت اين ادعا مي‌توان به اظهارات دبيركل سابق سازمان ملل در اين باره ، اشاره كرد .

( پطروس غالي : دبير كل سابق سازمان ملل متحد در مورد روابط آمريكا با اين سازمان بين‌المللي منتشر كرده است : ( اين مرد خود قبلاً با پيشنهاد حسني مبارك رئيس جمهور مصر و با قبول آمريكا به منصب دبيركل سازمان ملل به چنين منصبي دست يافت )

ولي طبق اظهارات غالي ، ] ايشان [ در آستانه انتخاب مجدد به دبير كلي سازمان ملل ، او مرتكب يك اشتباه بزرگ مي‌شود گناهي كه از طرف آمريكا به عنوان سرايدار سازمان ملل در نيويورك قابل عفو نبود .

در ژانويه 1996 ، غالي در يك سخنراني در دانشگاه آكسفورد از ضرورت استقلال بيشتر اين گونه سازمانهاي بين‌المللي از فشار قدرتهاي بزرگ صحبت مي‌كند و از اينكه در غيبت چنين استقلال سازماني و تصميم‌گيري ، مشروعيت سازمان ملل مورد تهديد قرار مي‌گيرد ، سخن مي‌گويد .

طبق نوشته‌هاي غالي ] در كتاب خود [ ، چند هفته بعد « سايروس ونس » وزير خارجه پيشين ] آن وقت [ آمريكا و همراهش « ديويد هامبورگ » رئيس ] وقت [ بنياد كارنگي در ملاقاتي كه با غالي داشتند ، يادداشتي را براي او قرائت كردند در اين يادداشت كوتاه نوشته شده بود :

« دولت آمريكا تصميم گرفته است كه با انتخاب مجدد شما ( به دبير كلي سازمان ملل ) مخالفت كند » غالي از ونس مي‌پرسد ، علت مخالفت واشنگتن چيست ؟ ونس جواب مي‌دهد كه به دستور « وارن كريستوفر » وزير خارجه وقت آمريكا و كاخ سفيد اجازه ندارد در اين باره سخن بگويد .

در اين راستا « جيمز روبين » سخنگوي ] وقت [ وزارت خارجه آمريكا اظهار داشت كه « سازمان ملل فقط كاري را مي‌تواند انجام دهد كه امريكا اجازه آن را صادر كرده باشد . » آمريكا در همه جا از دموكراسي سخن مي‌گويد ولي آن را در سازمان ملل رد مي‌كند . ) [3]

اينها همه بيانگر آنست كه سازمان ملل استقلال و بعداً كارآمدي خود را از دست داده و قدرتمنداني همانند آمريكا در پشت پرده وجود دارند كه براي بازيگران سازمان ملل طرح ارائه و آن را در راستاي اهداف خود سوق مي‌دهند .

و به همين خاطر هم است كه سازمان ملل نتوانسته به رسالت خود عمل كند . و به ماشين ناكارآمد تبديل شود .

والسلام

علي عزيز7ي . بانه

 



1 . به نقل از كتاب : اعلاميه‌ي جهاني  حقوق بشر و تاريخچه‌ي آن ، اثر گلن جانسون ترجمه محمدجعفر پوينده ص 22

2 . به نقل از روزنامه اطلاعات ، سروبيس اقتصادي شماره 23297 ص 20

3 . به نقل از كتاب ظهور و سقوط مدرن نوشته پرفسور حميد مولانا ص 45 ، 46

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 6:8 توسط arbaba

 

 

استفاده از مطالب ژینگه بدون ذكر منبع ممنوع مي باشد