
ترجمه از عربی : سردار شمامی
لغزش و انسان همانند خورشيد و سايه با هم متلازم هستند ، لغزش يكي از ويژگيهاي آدم و طبايع او مي باشد ، و اسلام با منطق جمع ميان حكمت و رحمت با گناهكاران تعامل كرده است و آنها را از رحمت خود بيرون نرانده است ، بلكه به آنها دستور داده است كه توبه كنند و به سوي او باز گردند و آنها را از معصيت و گناه ترسانده است و به وسيله ي عقاب آنها را تهديد نموده است .
بسياري اوقات افراد گناه كار خدمت پيامبر (ص) مي آمدند و پيامبر (ص) تنها آنها را توبيخ مي كرد ، و ديگري مي آمد و دستور مي داد كه حد و حدود شرعي را بر او اجرا كنند و كس ديگري مي آمد و پيامبر به او دستور مي داد كه توبه كند و به سوي خداوند بازگردد ، هر كدام طبق گناه و معصيتي كه انجام داده بود ، اما آنچه به طريق تواتر به اثبات رسيده اين است كه پيامبر (ص) با گناهكاران همانند افراد مرتد و كساني كه از دين خارج شده بودند تعامل نمي كرد ، و اقامه ي حدودات شرعي در اين باب براي ادعاي ما بهترين دليل مي باشد ، با توجه به اينكه تمامي گناهاني كه بر آنها حد شرعي اجرا شده است از گناهان كبيره مي باشند ، اما شريعت اسلام هر كار اشتباهي را به اندازه ي خود معاقبه نموده است ، كسي كه دزدي مي كند دستش را قطع مي نمايد ، و كسي كه شراب مي نوشد و همچنين كسي كه ازدواج نكرده و مرتكب زنا شده است مورد ضربه شلاق واقع مي شوند ، و اگر قرار باشد كه اين گناههاي كبيره كفر باشند واجب بود كه تمامي اين افراد كشته مي شدند مادام كه توبه نكرده باشند .
وداستان ماعز و غامدي بزرگترين دليل اين سخن ما است ، ماعز خدمت پيامبر (ص) آمد در حالي كه به گناه خود اعتراف مي نمود ، ايشان گفت : اي رسول خدا من زنا كرده ام ، پس پيامبر (ص) وقتي اين كلمه را از او شنيد از او اعراض نمود ، تا اينكه چهار مرتبه آن عبارت را در خدمت پيامبر (ص) تكرار نمود ، پس پيامبر (ص) رو به او كرد و فرمود : آيا ديوانه شده ايد ؟ ماعز گفت : نه ! اي رسول خدا ديوانه نشده ام ، سپس پيامبر (ص) فرمود : آيا ازدواج كرده ايد ؟ ماعز گفت : آري اي رسول خدا . پيامبر (ص) به اصحاب گفت : او را ببريد و رجم كنيد .) [ بخاري روايت كرده است ) .
و در غزوه ي تبوك كه جهاد عمومي اعلام شده بود سه نفر تخلف نمودند و همراه ساير اصحاب با پيامبر (ص) براي جنگ بيرون نرفتند ، در حالي كه جهاد بر هر فرد توانايي واجب شده بود ، پس وقتي كه پيامبر (ص) برگشت و منافقين از جا ماندن خويش معذرت خواهي مي كردند ، اين سه نفر احساس كردند كه در بيرون نرفتن براي جهاد و همراهي كردن پيامبر (ص) در آن جنگ مرتكب گناه بزرگي شده اند ، لذا به گناه خويش اعتراف كردند و فهميدند كه اشتباه كرده اند ، پس پيامبر (ص) از آنها اعراض كرد و براي عقوبت و تنبيه آنها از آنها دور شد ، اما هرگز با آنها همانند افراد مرتد و كافر تعامل ننمود .
و خلفاي راشدين نيز بر همين منوال با افراد گناه كار برخورد و تعامل مي نمودند ، آنها در تعامل با افرادي كه مرتكب گناهان كبيره مي شدند با توجه به قرآن و سنت و آنچه از سيره ي پيامبر (ص) مي دانستند با آنها تعامل مي كردند .
زيرا در آيات بسياري قرآن بر عدم كفر گناه كاران تأكيد نموده است از جمله :
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ = اى كسانى كه ايمان آوردهايد در باره كشتگان بر شما [حق] قصاص مقرر شده آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن و هر كس كه از جانب برادر [دينى]اش [يعنى ولى مقتول] چيزى [از حق قصاص] به او گذشتشود [بايد از گذشت ولى مقتول] به طور پسنديده پيروى كند و با [رعايت] احسان [خونبها را] به او بپردازد اين [حكم] تخفيف و رحمتى از پروردگار شماست پس هر كس بعد از آن از اندازه درگذرد وى را عذابى دردناك است ( البقره /178) خداوند در اين آيه قاتل را را برادر ديني نام داده است و اگر قرار باشد كسي به خاطر قتل كافر گردد خداوند برادر ايماني را از او نفي مي كرد .
و در آيه ي ديگري مي فرمايد : وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ . إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ = و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طايفهاى] كه تعدى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مىدارد . در حقيقت مؤمنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد اميد كه مورد رحمت قرار گيريد (الحجرات /9و10)
خداوند در اين آيه براي هر دو طائفه ي جنگجو ايمان را چيزي ثابت معرفي نموده است با وجود اينكه يكي از آن دو طايفه اهل بغي و ستم مي باشد ، و ستم – بخصوص در حق مؤمنين از بزرگترين و زشتترين گناهان كبيره است و با اين حال هم خداوند آنها را به مؤمن توصيف نموده است و آنها را به صلح و توبه دعوت نموده است .
و از جمله آياتي كه بر عدم كفر مرتكبين گناهان كبيره مي باشد اين آيه است كه خداوند مي فرمايد :
إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا = مسلما خدا اين را كه به او شرك ورزيده شود نمىبخشايد و غير از آن را براى هر كه بخواهد مىبخشايد و هر كس به خدا شرك ورزد به يقين گناهى بزرگ بربافته است (النساء / 48) خداونددر اين آيه گناه را به دو دسته تقسيم نموده است : گناهاني كه خداوند آن را عفو نمي كند – از كسي كه بر آن اصرار ورزد و بر آن گناه بميرد – و آن هم عبارت است از گناه شرك ، و گناهاني كه مرتكبين آن زير مشيت الهي هستند ، اگر خداوند بخواهد آنها را عفو مي كند و اگر بخواهد آنها را معاقبه و تنبيه مي نمايد ، و بدون شك دزدي و نوشيدن مشروبات الكلي و قتل نفس معصوم گناهاني هستند كه در رتبه ي پايين تر از شرك قرار گرفته اند و ممكن نيست كه با هم مساوي در بيايند ، مرتكبين آن گناه ها تحت مشيت الهي قرار مي گيرند ، اگر خداوند بخواهد آنها را براي مدت زماني تعذيب ميدهد ، سپس بنا به احاديث شفاعت آنها را از آتش بيرون مي آورد ، و اگر بخواهد آنها را عفو مي كند و به رحمت خويش تمام آنها را داخل بهشت مي نمايد .
اين بعضي از دلايل قرآن كريم بود كه بر عدم كفر مرتكبين گناهان كبيره دلالت مي كنند ، اما دلايل سنت بسيار فراوان هستند و به درجه ي تواتر رسيده اند ، از جمله حديث عباد بن صامت است كه : پيامبر ( ص) رو به دسته اي از اصحاب خود گفت : ( با من بيعت كنيد بر اينكه چيزى را با خدا شريك نسازيد و دزدى نكنيد و زنا نكنيد و فرزندان خود را نكشيد و بچههاى حرامزاده پيش دست و پاى خود را با بهتان [و حيله] به شوهر نبنديد و در [كار] نيك از من نافرمانى نكنيد ، پس هر كدام از شما به اين بيعت وفا نمود پاداش او نزد خداوند محفوظ است ، و هر گاه يكي از شما مرتكب اين گناهان شد و در دنيا معاقبه شد پس اين معاقبه براي او كفاره مي باشد ، و هر كدام از شما مرتكب يكي از آن گناهها شد و خداوند آن را پوشاند پس آن گناه مربوط به خداوند مي باشد اگر بخواهد او را عفو مي كند و اگر بخواهد او را معاقبه مي نمايد ) پس ما بر آن با او بيعت را انجام داديم . متفق عليه . اين حديث روايتي صحيح و واضح و روشن است كه پيامبر (ص) در آن بيان داشته كه مرتكبين گناهان كبيره يعني : دزد و زناكار و قاتل اگر در دنيا مورد بازخواست قرار گرفتند و حدودات شرعي بر آنها اجرا شد اين اجراي حدودات شرعي بر آنها به عنوان كفاره ي گناهانشان قرار مي گيرد ، و اگر با اين گناهها بسوي خداوند بازگشتند آنها تحت مشيت الهي قرار مي گيرند اگر بخواهد آنها را عفو مي نمايد و اگر بخواهد آنها را معاقبه مي كند ، و اينكه آنها تحت مشيت الهي قرار مي گيرند بر عدم كفر آنها دلالت مي كند ، زيرا سرنوشت كافران قطعي است كه همان آتش و بدترين سرنوشت مي باشد .
و از جمله دلايل سنت بر عدم كفر مرتكبين گناهان كبيره ، حديث ابوذر غفاري ( رضي الله عنه ) است كه پيامبر (ص) فرمود :هر بنده اي كه ( لا اله الا الله ) بگويد و سپس بر آن حالت بميرد حتما داخل بهشت مي شود ، عرض كردم : اگر زنا هم انجام دهد و دزدي نيز بكند باز داخل بهشت مي شود ؟ فرمود : آري اگر زنا و دزدي نيز انجام داده باشد باز داخل بهشت مي شود . گفتم : اگر زنا هم انجام دهد و دزدي نيز بكند باز داخل بهشت مي شود ؟ فرمود : آري اگر زنا و دزدي نيز انجام داده باشد باز داخل بهشت مي شود . گفتم : اگر زنا هم انجام دهد و دزدي نيز بكند باز داخل بهشت مي شود ؟ فرمود : آري اگر زنا و دزدي نيز انجام داده باشد باز داخل بهشت مي شود . اگر ابوذر نيز آن را دوست نداشته باشد . – متفق عليه – و اين حديث صريح و روشني است بر اينكه گناهان كبيره توحيد را باطل نمي گردانند و در برابر دخول موحد به بهشت مانع نمي شوند حتي اگر هم بر آن معاقبه شود .
و از جمله دلايل نيز حديث عباده بن صامت ( رضي الله عنه ) است كه پيامبر (ص) فرمود : خداوند پنج نماز را بر بندگان خود واجب گردانيده است ، هر كس آنها را انجام دهد و هيچ يك از آنها را دست كم نگيرد بر خدا است كه او را داخل بهشت نمايد ، و هر كس آنها را به طور كامل انجام نداد بر خدا نيست كه او را داخل بهشت نمايد بلكه اگر بخواهد او را تعذيب مي دهد و اگر بخواهد او را عفو مي نمايد و او را وارد بهشت مي كند ..- ابو داود و نسائي اين حديث را روايت كرده اند – ترك نماز نزد خداوند از بزرگترين گناهان كبيره است ، و با اين حال هم حديث بر اين نص گذاشته كه ترك كننده ي نماز تحت مشيت الهي قرار مي گيرد اگر بخواهد او را تعذيب مي دهد و اگر بخواهد او را عفو مي نمايد و او را وارد بهشت مي كند .
و از جمله دوايات حديث ابوهريره است كه مي گويد : پيامبر (ص) فرمود : آيا مي دانيد كه به چه كسي مفلس گفته مي شود ؟ گفتند : مفلس در ميان ما به كسي گفته مي شود كه درهم و ديناري نداشته باشد و امكاناتي هم در دست نداشته باشد . پيامبر (ص) فرمود : مفلس در ميان امت من كسي است كه در روز قيامت چنين زنده مي شود كه هركدام از نماز و روزه و زكات را انجام داده است ، اما به خاطر اينكه به اين دشنام داده و به آن تهمت بسته و مال آن يكي را خورده و خون آن يكي را ريخته و به اين يكي زده ، پس ناچار از اعمال نيك او برداشته مي شود و به ديگري داده مي شود و در نهايت اگر اعمال نيك او قبل از پرداخت تمامي حقوق به پايان رسيد از گناهان ديگران برداشته مي شود و به گناهان او اضافه مي شود ، سپس به آتش انداخته مي شود ) – مسلم اين را روايت كرده است – پيامبر (ص) اثبات كرده كه آن ظالمي كه خون ريخته و به پاك دامنها تهمت نسبت داده و اموال مردم را از راه باطل خورده است ، حسناتي دارد كه از آن حسنات براي مردم برداشته مي شود ، و اگر آن شخص كافر مي بود هيچ گونه حسنه اي نمي داشت ، زيرا كفر هر عمل نيكي را باطل مي گرداند ، همچنانكه خداوند فرموده است :
وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ = و اگر آنان شرك ورزيده بودند قطعا آن چه انجام مىدادند از دستشان مىرفت (انعام /88)
و باز از جمله ي روايات حديث انس بن مالك است كه مي گويد : شنيدم كه پيامبر (ص) مي فرمود : خداوند فرموده است : اي فرزند آدم اگر نزديك به پر زمين گناه انجام داده باشيد ، سپس نزد من بازگردي و براي من شريك انجام نداده باشيد ، من هم در برابر آن به همان اندازه مغفرت و عفو و بخشش را براي شما مي آورم . – رواه ترمذي – و بدون شك كسي كه با گناهاني همچون زنا و دزدي و قتل به سوي خدا بازگردد مشركانه به سوي او بازنگشته است ، و او زير آن وعده ي الهي – يعني مغفرت و عفو و بخشش - قرار مي گيرد .
و باز از جمله ي دلايل بر عدم كفر مرتكبين گناهان كبيره احاديث شفاعت است ، كه بر بيرون آمدن گروههاي از آتش نص مي گذارد بعد از اينكه آنها داخل آتش جهنم شده اند ، همانند حديث :
ابوسعيد خدري ( رضي الله عنه ) مي گويد : پيامبر (ص) فرمود : اهل جهنم در آن نه مي ميرند و نه زندگي مي كنند ، و آنها كساني هستند كه بر اثر گناهانشان وارد آتش شده اند ، پس آنها را مي ميراند و بعد از اينكه به زغالي تبديل مي شوند به شفاعت اذن داده مي شود ، سپس دسته دسته آنها را مي آورند و در باغهاي بهشت پخش مي شوند .... ) – رواه مسلم – و حديث انس بن مالك ( رضي الله عنه ) كه پيامبر (ص) فرموده است : هر كس گفته باشد ( لا اله الا الله ) و اندازه ي سنگيني يك دانه جو در قلبش خير باشد وارد بهشت مي شود ، و هر كس گفته باشد ( لا اله الا الله ) و در قلبش اندازه ي سنگيني يك دانه گندم خير باشد از آتش بيرون مي آيد ، ، و هر كس گفته باشد ( لا اله الا الله ) و در قلبش اندازه ي سنگيني يك زره خير باشد از آتش بيرون مي آيد ) – رواه بخاري و مسلم – و اين احاديث روايتهاي صحيحي هستند كه علماء از جمله : ابن تيميه و حافظ ابن حجر عسقلاني و سخاوي و قاضي عياض و ... بر صحت آنها نص گذاشته اند ، امام نووي در " شعب الايمان " مي گويد : اخبار صحيحي كه در حد مستفيض هستند و نزديك به متواتر مي باشند از پيامبر (ص) روايت شده كه بيانگر اثبات شفاعت و بيرون آمدن گروهي از اهل توحيد از آتش و وارد شدنشان به بهشت مي باشند ، و رواياتي نيز گزارش شده اند در مورد اينكه خداوند جماعتي از مرتكبين گناهان كبيره غير از شرك را بدون تعذيب عفو مي كند ، و اين كار را تنها از فضل و رحمت وسيع خود انجام مي دهد .