تبليغاتX

"سلام : به اين رمز زندگی خوش آمديد ***اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب . و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس . و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو . و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل . اثری از : مصطفی صادق رافعی *
ژینگه - چرا خدا را كنار گذاشته ايم وگناه مي كنيم ؟بخش پاياني

 

 ترجمه از عربي : سردار شمامي  

دنيا مزرعه ي آخرت و ميدان امتحان و آزمايش انسان است ، خداوند جهت امتحان بندگان خويش و جدا كردنشان از حيوانات و برتري دادنشان بر ساير مخلوقات آنها را به انجام دادن فرايض و واجباتي امر مي كند و به آنها دستور مي دهد تا از اموراتي دوري كنند و هرگز به آن روي نياورند ، و اما در صورتي كه اگر از مأمورات و منهيات خداوند متعال سرپيچي كند، در واقع  خدا را كنار گذاشته و به گناه و معصيت روي آورده است .

ما انسانهاي قرن بيست و يكم در عصري زندگي مي كنيم كه شيطان ( جن و انس ) با تمام امكانات و فراورده هاي خويش( فيلمهاي مبتذل ، عكسهاي لخت و عريان ، رقصهاي جذاب و فريبنده ، و ....) در راستاي تحريف مؤمنين از دين و ايمانشان پا به عرصه ي زندگي آنها گذاشته و در اين ميدان از هيچ تلاشي كوتاهي نمي كند .

13- ماهواره و انترنت :

دو هديه از هداياي خداوند براي ملت قرن بيستم عبارت هستند از دو نعمت ماهواره و انترنت ، هر كدام از اين دو هديه انسان را به اوج ترقي مي رسانند و  او را از عالمي به عالم ديگر منتقل مي كنند و جهان پهن وسيع را به دهكده اي كوچك تبديل مي كنند .

اماشيطان(انس و جن ) اين بار نيز با استفاده از قدرت و سلطه ي خويش توانست بر اين دو نعمت الهي تسلط و غلبه پيدا كند و آنها را به زير سلطه خويش در آورد ، و كاري چنان كرد كه آدمي از رشته ي انساني به درجه ي فرومايه ترين بلكه پايين تر از آنها نيز برساند و در انظار عموم شهوت راني خويش را به نمايش در آورد ، و باز هم ايستاي و ميرايي را به خود اجازه نداد بلكه كاري كرد كه با فشردن كوچك ترين دگمه به بزرگترين گناهها دسترسي پيدا كنيم و خدا را براي مدتي زيادي در دل و درون(نعوذ بالله) بيرون افكنيم

14- تكبر و خود بزرگ بيني :

خداوند در سوره ي بقره مي فرمايد : "وإذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ العِزَّةُ بِالإثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ ولَبِئْسَ المِهَادُ" ‹‹ و هنگامي كه بدو گفته شود : از خدا بترس عظمت و نخوت سراپاي او را فرا مي گيرد و [ غرور ] گناه [ او را به بزهكاري وادار ] مي كند . پس دوزخ او را بسنده است و چه بد جايگاهي است ›› خود بزرگ بيني از صفات كافر و منافقي است كه متكبرانه و مغرورانه راه مي رود ، عبدالله بن مسعود مي گويد : گناهي بس عظيم و بزرگ است اينكه مسلماني به او بگويد : از خدابترس و متقي باش ! ولي او در جواب بگويد : مواظب خود باش ، شخصي همچون شما مرا نصيحت مي كني ( شما كوچك تر از آن هستي كه مرا نصيحت كني ) .

و اين بيماري موجب شد كه عبدالله بن ابي بن سلول ايمان نياورد و ابوجهل از دست ايمان آوردن فرار كند  و در برابر مشركين ايجاد مانع كند ، زيرا هر كدام از آنها به صداقت و راستي رسول خدا كاملا اطمينان داشتند و مي دانستند او حق مطلق است  ، اما غرور و تكبر و ستيزه جويي با رسول خدا آنها را از ايمان آوردن باز مي داشت و به آنها اجازه ي ورود به خوشبختيها را نمي داد .

15- مصاحبت با گناهكاران :

سلف صالح گفته اند : مصاحبت و مجالست با فاسقين و خيره شدن در كردارشان از هر چيزي بيشتر به درون انسان آسيب و خسارتمندي را وارد مي كند ، و اگر مي خواهيد به شما بگويم كه چه كسي هستي ؟ فقط كافي است دوستت را به من معرفي كني ( تا شما را به خودت شناسايي كنم ) .

مجالست با گردنكش و گناه كار قلب آدمي را براي گناه كردن جريء و تشجيع مي كند و شجاعانه به آن روي مي آورد و با آن انس و الفت پيدا مي كند و ناخود آگاه گناه را دنبال مي كند و آن را انجام مي دهد .

16- دوستان بد :

دوستان بد ارتباط ميان شما و خدا را قطع مي كنند و هر گاه مي خواهيد به طرف خداوند قدم برداريد تلاش مي كنند كه شما را به گمراهي بكشانند و شما را از راه راست منحرف سازند و در روز قيامت از شما بيزاري مي جويند  و نسبت به شما اظهار ناشناسي و بيگانگي مي كنند و در آن هنگام شما نيز آرزو مي كنيد و مي گوئيد : اي كاش مي توانستم به دنيا برگردم تا من نيز از آنان بيزاري جويم ، همانگونه كه آنان امروز از ما بيزاري جستند ، ولي بجز حسرت و غم ، ندامت و پشيماني چيز ديگري در دست نخواهي داشت . خداوند در سوره ي فرقان مي فرمايد : "ويَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً * يَا ويْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلانًا خَلِيلاً * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إذْ جَاءَنِي وكَانَ الشَّيْطَانُ لِلإنسَانِ خَذُولاً" ( در آن روز ستمكار هر دو دست خويش را به دندان مي گزد و مي گويد : اي كاش با رسول خدا راه ( بهشت را) بر مي گزيدم * اي كاش من فلاني را به دوستي نمي گرفتم * بعد از آنكه قرآن به دستم رسيده بود ، مرا گمراه كرد ، شيطان انسان را خوارِ خوار مي كند )

شاعر نيز گويد :             تا تواني بيگريز از يار بد     ***   يار بد بدتر بود از مار بد

                            مار بد تنها تو را بر جان زند   ***  يار بد بر جان و هم ايمان زند

17- اشاعه ي بي ديني و جامعه ي فاسد :

بعضي از مردم دين را كنار مي گذارند و رو به گناه و معصيت مي آورند و مي گويند : بيشتر مردم از اين كار طرفداري مي كنند و آن را انجام مي دهند و من چرا با آنها مخالفت ورزم ؟وچرا از اين جامعه فاصله بگيرم ؟ پس من نيز آنچه طرفدار بيشتري را دارد پيروي مي كنم و از اجراي آن كوتاهي نمي كنم ! و آيا ممكن است كه اين همه از مردم در اشتباه باشند ؟و آيا خداوند اين همه از مردم را شكنجه و آزار مي دهد .؟ [ واستدلال مي ورزند و مي گويند : گر خواهي رسوا نشوي هم رنگ جماعت شو ]

اما اين گونه استدلال جز فريب وفرار از حقيقت چيز ديگري را در بر نمي گيرد ؛ زيرا هيچگاه و به هيچ دليلي نمي توان اثبات كرد كه فراواني نشانه ي حق و حقيقت بودن است ، و خداوند نيز در آيات متعددي به ما هشتدار مي دهد كه هيچگاه فريب فراوان بودن نخوريم و فراواني را نشانه ي حق بودن ندانيم ، از جمله : در سوره ي الأنعام: "وإن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ"( اگر از بيشتر مردم[ كه كافران و منافقانند ] پيروي كني ، تو را از راه راست منحرف مي سازند )  و در سوره ي يوسف: "ومَا أَكْثَرُ النَّاسِ ولَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ" (بيشتر مردم ايمان نمي آورند ، هر چند كه تلاش كني) و در سوره ي الأعراف: "ولَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ" ( ولي بيشتر مردم نمي دانند ) .

كم و زياد بودن گناهكاران عذري مقبول براي توجيه ارتكاب گناه در پيشگاه حق تعالي نمي باشد ، زيرا سرزمين الهي وسيع و پهناور است ، و راه چاره ي مستضعفين و ناتوانهايي كه توانايي حمايت از دين و عقيده ي خويش را ندارند اين است كه راه هجرت را پيگيري كنند و سرزمين خويش را ترك كنند ؛ خداوند در سوره ي نساء مي فرمايد : "إنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ المَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وسَاءَتْ مَصِيرًا"( بيگمان كساني كه فرشتگان به سراغشان مي روند و بر خود ستم كرده اند بديشان مي گويند : كجا بوده ايد و به چه سرگرم بوده ايد ( كه اينك چنين بي دين و توشه مرده ايد و بدبخت شده ايد ؟ عذر خواهان ) گويند : ما بيچارگاني در سر زمين كفر بوديم [ و چنانكه بايد به انجام دستورات دين نرسيديم ! فرشتگان بديشان ] گويند : مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن [ بتوانيد بار سفر بنديد و به جاي ديگري ] كوچ كنيد ؟ جايگاه آنان دوزخ است ، و چه بد جايگاهي و چه بد سر انجامي !) .

نبايد هيچگاه انسان مؤمن تا به اين اندازه ساده انديش و  ساده نگر باشد كه هر آنچه پيرامون او گرد مي آيد در خود نمايش بدهد و  كاروان آنها را دنبال كند و دين و عقيده خويش را تنها بگذارد ، بلكه بايد از خداوند استعانت جويد و دوستان صالح را پيگيري كند و  خود را ازگداختگي در آن لجنزار  محفوظ نگه دارد . پيغمبر (ص) مي فرمايد : "لا تَكُونُوا إِمَّعَةً، تَقُولُونَ: إِنْ أَحْسَنَ النَّاسُ أَحْسَنَّا، وَإِنْ ظَلَمُوا ظَلَمْنَا، وَلَكِنْ وَطِّنُوا أَنْفُسَكُمْ: إِنْ أَحْسَنَ النَّاسُ أَنْ تُحْسِنُوا، وَإِنْ أَسَاءُوا فَلا تَظْلِمُوا" ( آدم بي شخصيتي مباشيد كه بگوئيد : اگر مردم خوبي را دنبال كردند ما نيز آن را پيگيري مي كنيم ، و اگر آنها ظلم و ستم روا داشتند ما نيز با آنها هم سو مي شويم ، بلكه بايد شما شخصيت واقعي خويش را نمايش بدهيد، پس اگر مردم نيكي را جستجو كردند شما نيز از آنها طرفداري كنيد ، و اگر بدي را دنبال كردند شما هرگز ستم نكنيد ) .

دوست بزرگوار به وعده ي خدا و رسولش ايمان داشته باش و از كم و اندك بودن سالكين اين راه وحشت زده مشو ، و بدان كه شما راه حق و روشني را پيگيري كرده ايد و حق با شما و در كنار شما است ..

18- اقتدار و فرمانروايي عادات :

اين سبب هر چند از ضعيف ترين سببها مي باشد اما بسيار قوي و نيرومند بر مردم حكمراني مي كند ، و بيشتر مردم همين دين عادتي بر انها فرمانروايي مي كند ، ودست بردار شدن از آن در واقع دست بردار شدن از يك طبيعت و سرشت مي باشد : به اين خاطر گفته شده : بهترين عادت در شما آن است كه به هيچ چيزي عادت نگيريد  .

19- ترك امر به معروف و نهي از منكر :

رسول خدا از سكوت كردن در برابر منكري كه ايجاد شده و امكان دارد بدون هيچ گونه مفسده اي تغيير يابد نهي كرده و ما را از سكوت در آن هنگام بر حذر مي كند . زيرا سكوت در برابر منكر فضيع ترين چيزي است كه كرامت و شرافت انسان را در دنيا و آخرت ضايع مي كند و موجب عذابي سخت در آخرت مي شود ، و رسول خدا بيان مي دارد : ترك امر به معروف و نهي از منكر موجب نفرين الهي مي شود  . خداوند در سوره ي مائده مي فرمايد : "لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وكَانُوا يَعْتَدُونَ * كَانُوا لا يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ"،( كافران بني اسرائيل بر زبان داود و عيسي بن مريم لعن و نفرين شده اند. اين بدان خاطر بود كه آنان پيوسته سركشي مي كردند و از حد مي گذشتند .)  وپيغمبر ( صلى الله عليه وسلم) در تفسير اين آيه چنين فرموده است : "إِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَمَّا وَقَعَ فِيهِمْ النَّقْصُ، كَانَ الرَّجُلُ فِيهِمْ يَرَى أَخَاهُ عَلَى الذَّنْبِ فَيَنْهَاهُ عَنْهُ، فَإِذَا كَانَ الْغَدُ لَمْ يَمْنَعْهُ مَا رَأَى مِنْهُ أَنْ يَكُونَ أَكِيلَهُ وَشَرِيبَهُ وَخَلِيطَهُ، فَضَرَبَ اللَّهُ قُلُوبَ بَعْضِهِمْ بِبَعْضٍ، وَنَزَلَ فِيهِمْ الْقُرْآنُ"، وَكَانَ نَبِيُّ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مُتَّكِئًا فَجَلَسَ، فَقَالَ: "لا، حَتَّى تَأْخُذُوا عَلَى يَدِ الظَّالِمِ فَتَأْطُرُوهُ عَلَى الْحَقِّ أَطْرًا"  ( در ميان بني اسرائيل هنوز كوتاهي و كم كاري رخ نداده بود و چنان بودند كه هر گاه منكري را مشاهده مي كردند از آن نهي مي كردند ، اما مدتي بعد چنان شد كه هيچ كدام از آنها ديگري را از كردار منكر نهي نمي كرد و از خوردن و نوشيدن و مجالست با آنها إبايي نداشتند ، پس خداوند  نابودي دلهاي آنها را به وسيله ي يكديگر فراهم آورد و براي يكديگر مايه ويراني دل و درونشان شدند و خداوند در مورد آنها قران را نازل نمود ؛ راوي مي گويد رسول خدا پشتش را از تكيه گاه جدا كرد و سپس نشست و گفت : شما تا وقتي كه دست ظالم را بگيريد و آن را به طرف حق برگردانيد دچار غضب و خشم الهي نخواهي شد ) .

از خداوند متعال خواهنيم كه ما را ياري رساند تا بتوانيم خود را از راههاي معصيت و اسباب آن محفوظ بداريم و ما را به راه بندگي و طاعت و عبادت هدايت دهد ، و رضايت خويش را نصيب ما نيز گرداند . آمين يا رب العالمين .

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 23:42 توسط arbaba

 

 

استفاده از مطالب ژینگه بدون ذكر منبع ممنوع مي باشد