
هژار امین_ اشنویه
زمانی برخی از اندیشمندان دینی با اخذ دیدگاهی مبناگروانه، در جستجوی نظریهای بودند که بتوان به عنوان اولین سنگ بنا برای ایجاد ساختمان اندیشهی دینی از آن استفاده کرد. این اندیشمندان در تعیین مصداق این نظریهی زیربنایی، همواره متفق نبودهاند. برخی از ایشان با نامگذاری «نظریهی فطرت» تحت عنوان «ام المعارف»، آن را مصداق چنین جایگاه بنیادینی دانستهاند. اما با نگاهی به تاریخ روشنفکری دینی، چنین به نظر میرسد که در این سنت فکری –با لحاظ کردن همهی گوناگونیها و تنوع آرایی که در آن دیده میشود- نظریهی وحی، به جایگاه امالمعارفی ارتقاء یافته است که همهی بخشهای اندیشهی دینی را به شدت تحتالشعاع قرار میدهد.
پاسخ عبدالعلی بازرگان به عبدالکریم سروش
... و راسخان (ریشهداران) در علم گویند: بدان باور داریم، همه کتاب از جانب پروردگار ماست، و تنها خردمندان پذیرای این پندند. (آل عمران ۷)
استاد عالیقدر جناب آقاى دکتر سروش، مصاحبه خبرنگار رادیو جهانی هلند با جنابعالی را که تحت عنوان «کلام محمد» منتشر شده بود، پس از مدتی از انتشار آن خواندم و استقلال رأی و شجاعت علمی شما را در بیان آنچه درست میپندارید ستودم، بی تردید نظریات شما در مواردی هم که خلاف باورهای عمومی است، از آنجا که حرکت آفرین و انگیزنده ایمانهای آرام گرفته و ساکت است، باید مورد استقبال و استفاده قرار گیرد و صاحبان اندیشه را به میدان تضارب آراء و تبادل افکار فرا خوانده و در جدالی احسن و دعوتی حکیمانه به سوی حقیقت، فضای فرهنگی بسته و بینور جامعه ما را گشایشی بخشد.
مصطفي اربابي
غرض از اين نوشتار، نكوهش اختلاف در ديدگاههاي فقهي و نگرشهاي فكري و برداشتهاي گوناگون در نصوص ديني نيست، زيرا تنوع و تكثر، ريشه در فطرت آدمي و جهان آفرينش دارد كه در اين راستا آشنايي با فرهنگ اختلاف كافي است تا مانع تفرقه و جدايي گردد.اين گفتار بر گرفته از نوشتههاي سعيد حوّي (رحمه الله) دعوتگر بزرگ اسلامي است كه اندكي در آن دخل و تصرف صورت گرفته است.
نویسنده: پورفسور طارق رمضان
مترجم: یاسین عبدی- جوانرود
پورفسورطارقرمضان دانشمند مسلمان مصری الَاصل متولد سوییس هم به عنوان یک جوان مسلمان اروپایی وهم به عنوان کسی که عقایدونظریاتش در مطبوعات ورسانه های بین المللی به بحث گذاشته می شود مطرح است . طارق رمضان از معدود کسانی از تبار نظریه پردازان اسلامی است که در اروپا شناخته وبر گزیدشده اند . او نوه ی امام حسن البنا (ره) بنیانگذار نهضت اخوان المسلمین است .پدر طارق – سعید رمضان – بعد از انحلال جمعیت اخوان به سوییس مهاجرت کرد وطارق در ژنو متولد شد ودر رشته های فلسفه وعلوم اسلامی به تحصیل پرداخت وبه عنوان یک نویسنده مشهور ودر عین حال بد نام شد.در اکتبر 2003میلادی در مقاله ای به قلم دو تن از فیلسوفان یهودی تبار طرفدار اسراییل – برنارد هنری لوی وآندر گلوکزمان - مورد نکوهش وناسزا قرار گرفت ومتهم به یهودی ستیزی شد .
جنگ عدالت خواهی، واحقاق حقوق زنان، هر چند از سوی علم
برداران این مجموعه هميشه با حق طلبی منصفانه همراه نبوده واغلب وسيله تبليغاتی در دست مغرضان گريده تا بتوانند با اتهام های بی جا انديشه ها وآرای مخالف خود را غير منصفانه،به دور از عدالت وحق نگری عنوان نمايند ودر اين ميان بيشترين تازيانه های به اصطلاح واقع گرايانه را بر پيکر اسلام ومسلمانان فروکوبند؛ اما تشديد اين جدال، هر چند اندک زمانی رونق گر کاذب تعصبات وايرادات آنان شد اما در نهايت حقانيت آراء حکيمانه اسلام بر ملا گرديد وانديشمندان مسلمان وغير مسلمان از مزايای بی شمار احکام وقوانين شريعت اسلامی پرده برداشتند.

یکی از واقعیات بدیهی که نزد همگان آشکار می باشد این است که اسلام برنامه ی گسترده و عمومی زندگی است. کسی که آشنایی با اسلام داشته باشد و با دیدی منصفانه به آن بنگرد ، این واقعیت را می پذیرد که اسلامعقیده و زندگی ، دنیا و قیامت ، روح و جسم ، آیین و حکومت و همچنین زمینه های اقتصادی ، روشنفکری ،اخلاق و قانون و به عبارتی دیگر تمام جوانب زندگی انسانها را در بر می گیرد.
اسلام در زمینه هایی که ثابتند واز تغییرات زمان و مکان متاثر نمی شوند چون عقاید ، عبادات و اخلاق به صورت گسترده ای سخن گفته و تمام ریزه کاریهای آن را روشن کرده است. ولی در زمینه هایی که متغییرند و از تغییرات زمان ومکان تاثیر می پذیرند مثل سیستم سیاسی ، تنها پایه ها ،اصول و اهداف عمومی را معین کرده و کیفیت تحقق آن اصول و یافتن راهکارهای مناسب آن را به خود انسان واگذار کرده است.
نویسنده: بارام
از اینکه آقای امانی عزیز مرا به عنوان برادر دینی خود نپذیرفته و فتوای نادانی و تکفیر بنده را صادر نموده است، ممنونم. ایشان به جای اینکه در نوشتهی مشفقانهی بنده بیندیشد، مرا متهم به دروغگویی و کذب نمودهاند، من هر چه نوشتهام به استناد نوشتهی ایشان است و پیامدهای چنین نگرههایی را متذکر شدهام، حال خواهد پند گیرد و خواه ملال. البته از آوردن عباراتی در مقالهی پیشین که شاید محمل سوء تفاهم شده باشند، جداً پوزش میطلبم.
آقای امانی مرا متهم به شمشیر و خون! نمودهاند، به من خلعت" عدم فهم از کلام اسلام" هدیت نمودهاند، نمیدانم آیا لزوما فهم معظم له از کلام اسلام، فهم سلیم است؟ اگر اینطور باشد، واقعا من فهمی سقیم از اسلام دارم! چون مانند وی نمیاندیشم.
البته اذعان دارم در عصر "عدم قطعیت" و بنا به اینکه دایرهی معلومات بشری در مقایسه با مجهولات بسیار اندک است، من نیز بضاعت قلیلی از دانش دارم که آنهم حاصل استفاده از اندیشه انسانهای فرهیختهی بسیاری است و مهم اینکه در مسیر تکاملم و به نواقص خود واقفم، و جان کلام اینکه، مانند احمد امانی تئوریهای را طرح ننمودهام که " له قوتووی هیچ عهتتارێک دا نهبێ" و در هیچ قاموسی نیامده باشد، اما چه میشود کرد؟ به قول مولانا:
میشنیدم فحش و خر میراندم رب یسر زیر لب میخواندم
هر زمان میگفتم از سوز درون إهد قومی إنهم لایعلمون
چند توصیهی مشفقانه به برادر دینی کاک احمد امانی با نگرشی انتقادی به نوشتهی" كردها و اسلام با نگاهی به جریان فكری كاك احمد مفتیزاده" وی.
نویسندهی محترم با قلمفرسایی و چیدن صغری و کبراهای فراوان و بهم بستن آسمان و ریسمان، مجموعهای از سخنان مشوه، پارادکسیکال و مانعةالجمعی را در کنار هم گرد آورده و از مقدمات کاذب نتایج کاذبی را به دست داده است. نوشتهی زیر نصیحتی است مشفقانه به آن برادر عزیز و تنویری است برای طالبان حقیقت. توجه دوست گرامی و خوانندگان عزیز را به نکات زیر جلب میکنم و از ناقدان عزیز نیز استدعا دارم، به سان داوری عادل در محکمهی ما نشسته و از سر لطف و بندهنوازی، اشکالات و ایرادات بنده را نیز گوشزد نمایند.


سرویس دین و دعوت
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمه
یکی از ویژگیهای دین اسلام «جهانی بودن دین» آن است. جهانی بودن دین اسلام ناشی از خاصیت ذاتی آن و اهتمام این دین به مسائل و موضوعاتی است که اختصاص به زمان و مکان و افراد خاصی ندارد و متعلق به همهی انسآنها در هر زمان و مکانی است؛ زیرا خداوندی منشاء دین اسلام است که خالق و مالک و نگهدارندهی زمین و آسمان و همهی انسآنها است و علم و دانایی او را چیزی به نام زمان و مکان محدود نمیکند.
جستاری پیرامون شهادت زنان از منظر قرآن و سنت
ابوبکر محمد صدیق
ترجمه از کردی: احمد عباسی
اشاره: یکی از شبهاتی که کم و بیش متوجه حوزه حقوقی اسلام شده و در محافل و رسانه های گروهی از آن بحث به میان می آید مسأله شهادت و گواهی دادن از دیدگاه اسلام است، می گویند: اسلام در موضوع شهادت که با عقل و هوش و حافظه انسان ارتباط دارد زنان را ـ که نصف جامعه انسانیت تشکیل می دهند ـ مورد بی حرمتی قرار داده و ایشان را در بخش عمده مسائل یا اصلا معتبر نمی داند و یا دو زن را در مقابل یک مرد قرار می دهد، تنها در پاره ای مسائل همچون ولادت، شیرخوارگی و معایب مربوط به زنان که مردان توانایی اطلاع از آنها را ندارند، شهادت زنان را معتبر می داند، به تعبیری دیگر: زنان را همشهری درجه دو قرار داده که این امر به خودی خود بزرگترین بی احترامی به مقام رفیع زن محسوب شده و ناقص العقل پنداشتن آنان به شمار می آید.
محمد احمدیان_سقز
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمه
یکی از افتخارات و بالندگی نظاماسلام، نظام شورا و خردجمعی است. شورا علاوه بر اینکه از فردمحوری و استبداد جلوگیری میکند، فرد را در مقابل جامعه و مسائل و حوادث اطراف مسئول میکند تا به شخصیت واقعی خویش برسد، رُشد فکری و شخصیتی را در خود پرورش دهد، این شیوه شخصیت ـ دادن به افراد و مسئول نمودن آنان، عملاً در سیرهی حضرت محمّد (ص) تحقّق پیدا کرد، مشورت حضرت با امّ سلمه در صلح حدیبیه و با سایر افراد و صاحبنظر در غزوهی بدر، موضوع افک و مشورت با تودهی مردم در غزوهی احد، هرکدام از موارد بیان شده حضرت محمد (ص) رأی و نظرات مشاوران را پذیرفته و عملاً در راستای آن اقدام نمود، اگر چه گاهی رأی و نظر اهلنظر، بر خلاف رأی و نظر خودش بود. علاوه بر سیرهی عملی، در نظام اسلامی خداوند در سه آیه در قرآن موضوع شورا و مشورت را مطرح میکند که یکی در امور خانه و مسائل خانوادگی است که نوعی پرورش افراد خانواده بر اساس رشد خرد ـ جمعی و احساس مسئولیت زوجین به نسبت امور خانواده است؛ اگر چه موضوع کوچکی مثل قضیهی شیردادن یا ندادن به کودک است، ولی تربیت بر اساس مشورت در خانواده حکمفرما میگردد. پس در نظام خانواده فرزندان از شیرخوارگی تا ازدواج و سایر امور زیرنظر والدین قرار گرفته و مشورت و خرد جمعی حامی و پشتیبان آنان است، و این تمرین و آموزشی است برای حاکمیت خرد جمعی در سایر امور اجتماعی و ادارهی مملکت، پس میتوان گفت شوراسالاری از خانه تا حکومت. این عنصر حیاتبخش و مفید، تداوم حیات همراه با سعادت را در خانواده و خانهی بزرگ یعنی جامعه را فراهم میکند و در راستای شورا و مشورت، عقل، فکر و اندیشهی انسانی در هر سطحی رشد خویش را به دست میآورد و دنبال آن همکاری قلبی و خالصانه بروز خواهد کرد و از فردمحوری و استبداد میکاهد، و در واقع رعایت حقوق فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی را تأمین و تضمین میکند.
ادامه مطلب
به قلم: دکتر یوسف قرضاوی
ترجمه از: احمد عباسی
ویژگی سوم: اهتمام به معنویات و کوتاهی نکردن در مادیات
یکی دیگر از ویژگیهای گفتمان اسلامی دوران جهانی سازی این است که به روحانیت ومعنویت که اساس وهسته دین است فرا می خواند، ولی در همان حال جنبه مادی زندگی را نادیده نگرفته و آن را به عنوان کردار پلید شیطان و متزلزل کننده توازن معنوی انسان به حساب نمی آورد. چراکه خداوند انسان را با طبیعتی دوگانه:مشتی گل و پرتوی از روح خود آفریده است، این نسیم الهی است که وی را از سایر جانداران متمایز ساخته و شایستگی کرنش بزرگداشت فرشتگان را از آن خود ساخت ( إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ. فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ) ص/71،72 [ آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت من بشرى را از گل خواهم آفريد. پس چون او را [كاملا] درست كردم و از روح خويش در آن دميدم سجدهكنان براى او [به خاك] بيفتي ] چنانکه مشت گل نیز او را شایسته آباد نمودن و تعامل با زمین ساخته است.
به قلم : دکتر یوسف قرضاوی
مترجم : احمد عباسی
ویژگی دوم : ایمان به وحی و ارج نهادن عقل
یکی دیگر از ویژگیهای گفتمان اسلامی معاصر در عصر جهانی سازی این است که به وحی ایمان دارد ودرعین حال جایگاه عقل را نیز ارج می نهد. او وحی را از این لحاظ محترم می شمارد که اساس وپایه همه مکاتب آسمانی می باشد. بنابر این تعالیم واحکام دین ساخته وپرداخته هیچ کدام از پیامبران نیست بلکه خداوند ایشان را از یکی از طرق وحی همچون الهام، خواب دیدن درست، فرود آمدن فرشته جهت رساندن پیام الهی وگفتگوی مستقیم با خداوند آموزش داده است، مثل اینکه از طریق گفت وشنود مستقیم با موسی ( ع ) رابطه بر قرار نمود. پس پیامبران نمایندگان وسفرای خدا به سوی بندگان او هستندتا ایشان را نوید وبیم داده ومردم پس از آنان حجتی بر خدا نداشته باشند .
به قلم : دکتر یوسف قرضاوی
مترجم : احمد عباسی
اشاره : سپاس خدایی که مرا به برترین برنامه هدایت خویش رهنون گشت، درود ورحمت بیکران الهی برروان پاک ومطهر بندگان برگزیده او وهمه پیروان راستین ومخلص ایشان .

چنانکه واضح وآشکار است هر مکتبی دارای ویژگیها و امتیازات خاص خود و قرائتها وبرداشتهای گوناگونی از جانب پیروان ودنباله روانش می باشد، یعنی پیروان ورهروانشان تفسیر وتحلیلهای متفاوتی از اصول ومبانی آنها خواهند داشت ولذا اختلاف وچندگانگی پدید آمده واحیانا به جنگ وکشمش نیز مبدل می گردد وهرکدام دیگری را خارج از چارچوب اصلی وبرگشته از اهداف ومبانی مشخص شده تلقی می نمایند .
مکتب آسمانی اسلام هم از این قاعده مستثنی نیست، یعنی هم از ویزگیهای منحصر به فرد خود برخوردار است وهم پیروان ودنباله روانش چند دسته شده وهر کدام قرائت وتفسیری متفاوت بادیگری رااز آن دارد، وهریک گفتمانی ویژه برای خودبرگزیده واسلام را به گونه ای خاص معرفی می نماید. ومتاسفانه جزمیت و دگم اندیشی برخی از ایشان به جایی رسیده که مخالفان خود را تکفیر نموده ومی خواهند هر صدای اعتراض آمیزی را در نطفه خفّه کنند، وتنها برداشت وگفتمان خود را حق می دانند .
ترجمه از عربی : سردار شمامی
افلاطون مي گويد : جهان نشانه اي در زيبايي و نظم است ، و ممكن نيست كه اين زيبايي و نظام نتيجه ي علتهايي اتفاقي باشد ، بلكه اين جهان صنعت عاقلي است كه اهداف خيري را در نظر داشته است و هر چيزي را از روي قصد و حكمت مرتب نموده است .
ودكارت مي گويد : من با وجود اينكه در خود احساس كم و كاستي را مي كنم ، اما در عين حال وجود ذات كاملي را احساس مي كنم ، و خود را مي بينم كه نياز مبرمي بدان دارم .
استاد: سمندرغوريانی
ما نبايد مانند بعضی ها بدون هيچگونه احساس مسؤوليتی هر آنچه را که نفس ما می خواهد ويا که شيطان به ما القاء می کند به خدا ورسول صلی الله عليه وسلم نسبت بدهيم، بلکه بايد مؤدب باشيم
واگر حکمی از کتاب خدا وسنت رسول خدا صلی الله عليه وسلم در موضوع مورد بحث موجود نبود و يا آنکه وجود داشت وما از آن اطلاع نداشتيم، بايستی خاموش بنشينيم واز خداوند متعال برای خود طالب هدايت شويم. من به پندار خود می خواهم آيه مبارکی از سوره نساء را راجع به طرز ديد علمانيگری، از نگاه قرآن بياورم که اگر به خطا رفته باشيم از نفس من وشيطان است واگر به حق گفته باشم از عطيه خداوندی واز اثر توفيق الهی است ولی بيشتر از آن، آنچه را که من از اصطلاح علمانيگری فهميده ام می خواهم برسم مقدمه، چند کلمه کوتاه خدمت شما خوانندگان عزيز، عرض وارايه نمايم، در اسلام گرايش به علمانيگری از لحاظی مورد ندارد که در جامعه اسلامی، قدرت به صورت يک زوج، کليسا - دولت ويا دولت - کليسا وجود ندارد که تا ما بخواهيم به تفکيک دين از حکم ويا که حکمرانی از دين، دست يازيم.
رئوف اصلاح جو / كارشناس علوم اسلامي 
دوستان ایمانی سلام علیکم ، رحمت و برکات خداوند همانند باران بهاری بر شما باد .
دوست دارم لحظاتی را در برابر این کلمه ـ بهار ـ تأملی داشته باشیم و در اين مدرسه چند درسی را یاد گرفته باشیم .
در بهار زمین این کره ی خاکی جان تازه ای می گیرد و طبیعت رنگ و بوی دیگری مي يابد، درختان شکوفه می کنند و بعضی به رنگهای مختلف گلهای زیبا را به نمایش می گذارند چمن زارها با رنگ سبزشان جلوه ای زیبا خلق می نمایند ، آب شدن برفهای کوهستان و سرازیر شدنشان به دشتها و رویدن گلهای زیبا در کنار جویبارها وشنیدن آواز و نغمه ی پرندگان قطعه ای از بهشت را به یاد می اندازد .
نويسنده : شريف خدري
کردار و گفتار ملتهای قدیم قبل از اسلام واقعاً تکان دهنده است که زبان از گفتار آن عاجز است و مردان را زیر نظر و دیدگاه آنان منفور کرده و اگر می توانستند زنان به تنهایی زندگی کنند هزاران فرسخ از مردان دوری می کردند اما با این حال هم اسلام را مورد حمله قرار می دهند که گویا حقوق آنان را اداء نکرده است ما هم ضرورتاً مقایسه بین ادیان و فرهنگها را با اسلام فراهم نموده ایم تا خوانندگان محترم خود به قضاوت و دید حق بنگرند والا بازگوکردن کردان ملتهای قدیمی خیلی تکان دهنده است که با بمب اتمی امروزی که در دست ابرقدرتهای مادیون است برابری خواهد کرد . آتینیها : که قدیمیترین ملت متمدن دنیا هستند زن را جزو کالاهای بی ارزش قرار داده بودند و او را در بازار و معرض خرید و فروش قرار می دادند در شریعت هند آمده است (طاعون و مرگ و ستم و جهنم و مار و آتش همه از زن بهتر است ) .
هرمکتب وهرجریانی در خصوص زن سخنی دارد.اززبان دشمنان اسلام بشنویم .به عنوان مثال کرومربه عنوان بارزترین حاکم نوگرای غربی ،درمشرقزمین می گویند:«اسلام اگرمرده هم نباشد از بُعداجتماعی وسیاسی در حال احتضار است و نابسامانی های پی درپی اسلام علی رغم اصلاحات جدید و مدرن و اساسی امکان بهبودی ندارد ، زیرا نابسامانی ها در ذات اجتماعی ان نهفته است ، اسلام ، ذاتی است که بر اختصاص دادن نقشی عقب مانده برای زن در جامعه ، استوار است » و از زبان پاره ای از اسلام گرایان انهائی که می پندارند در دین خدا حق هر گونه تصرفی دارند زن در تنگ ترین چارچوبه تصور می شود . زن از دیدگاه انان از زندانش خارج نمی شود جز در سه مرحله : مرحله ی اول ، خارج شدن از رحم مادر مرحله ی دوم وقتی که به خانه ی بخت می رود و مرحله ی سوم زمانی است که به گورستان تحویل دادهمی شود . برای اثبات مدعای خود ، کافی است که به حول و حوش خود نگاهی بیندازیم تا بشنویم و ببینیم که چقدر فتاوی در خصوص محرومیت زن از حق تعین سرنوشت در زندگانی سیاسی و اجتماعی خود صادر شده تا حدی که زن را از حق انتخاب همسر هم منع کرده اند !
نویسنده : جلیل بهرامی نیا
در باب نسبت میان دین و خشونت و یا به تعبیر دقیقتر تدین و خشونت ورزی، تحلیل های فراوانی از جنبه های معرفت شناختی، جامعه شناختی، تکاملی، روانشناختی و ... عرضه شده است؛ اما همچنان که سرشت
مسائل اجتماعی است، تفسیرهای تک علتی از این گونه معضلات، نارساست و راه به جایی نمی برد و ناچار باید بنا به پیچیدگی ساخت اجتماع و نیز مکانیسم شکل گیری رفتار بشری، به دنبال مجموعه ای از علل و عوامل و تعیین سهم هر کدام در شکل گیری مسائل اجتماعی بود. قبل از ورود به اصل بحث تذکر چند نکته ضروری به نظر می آید:
گرچه ایضاح مفهومی و ارائه تعریف جامع و مانع از اصطلاحات به کار رونده در یک متن با یک سخنرانی، شرط علمی و وظیفه ی اخلاقی نویسندگان و خطباست، اما در گستره علوم انسانی بنا به سیالیت تاریخی و فرهنگی مفاهیم، قوام واژه ها و اصظلاحات به نیات کاربران و ... تعریف استاندارد چندان معنایی نداردو راه چاره در تعیین مراد از اصطلاحات است.
جلیلی بهرامی نیا _ روانسر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الف)معرّفی
گرچه امروزه با سقوط اتحاد جماهیر شوروی سابق و هژمونی یافتن اندیشه و فرهنگ غرب٬ وجاهت سیاسی مارکسیسم به شدت تنزل یافته است٬ امّا تفکّرات مارکس هم چنان در محافل آکادمیک، موضوعیت و اهمیت خاصّ خود را داراست؛افزون بر این در میان ما کُردان نیز که اندیشه ی مارکسیسم الهامگر اقدامات و سازمان های سیاسی پر سر و صدایی بوده است ٬ هنوز هم مارکسیسم و یا ادعای مارکسیسم ٬ مبنای اندیشه و معنابخش حیات پاره ای کسان و احزاب است که در میان جامعه حضور دارند و با چپ اندیشی خود، فضای فکری منطقه را به تأمّل و موضعگیری فرا می خوانند.از این رو و با عنایت به این که هنوز هم برخی افراد٬ حملات مارکس به دین را آخرین ضربات مهلک بر پیکر شریعت می دانند و امیدوارانه بر بالین پیکر الهیات و معارف اسلامی ٬شمارش معکوس مرگش را ترنّم می کنند ٬ تصیمیم گرفتیم در حدّ دانش و بینش خود در نوشتاری کوتاه به معرّفی و نقد آرای مارکس درباره ی دین بپردازیم.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی اصلاح
راستي در عصر نانو، در عصردهکده جهاني، در عصر ارتباطات واطلاعات، آيا نيازي به دين وجود دارد؟ در عصرکنونی ودر ميان نيازهاي متنوع انساني، دين چه جايگاهي مي تواند داشته باشد؟ دين چه نقشي را در زندگي انسان امروزي، مي تواند بازي کند؟ اگر دين را از صحنه زندگی خود حذف کنيم، مگر چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اينها برخي سؤالاتي هستند که شايد ذهن بسيار ي از ما را به خود مشغول کرده باشد، و شايد تاکنون جواب قانع کننده اي هم براي آن پيدا نکرده باشيم.
تلخيص : احمد عباسي 
پيشگفتار – به عقيده ي ما مسلمانان ، منبع و سر چشمه ي تمام ارزشها دو امر مكمل يكديگرند كه بدونه هيچ گونه مايلي ميانشان ، دوش به دوش هم در حركتند يكي ‹‹ وحي›› وديگري ‹‹جهان هستي›› با الهام از اين دو منبع و از طريق آنها ، مقام و منزلت ارزشها را مي شناسيم و بر حسب تعابير دانشمنوان اسلامي آنها را به ‹‹ ضروريات ›› يعني : مصالحي كه اساس زندگي مردم را تشكيل مي دهند و نابوديشان موجبات اختلال در نظم زندگي و بد بختي دنيوي وعذاب اخروي را فراهم مي آورد كه عبارتند از، حفظ دين ، نفس، عقل، نسل ومال، ‹‹ حاجيات ›› يعني: اموري كه اساس زندگي بر آنها بنا نشده است ، ولي انجام ندادن آنها، زمينه تنگنا و سختي را ببار مي آورد مانند : روزه نگرفتن بيمار و مسافر ، نماز خواندن به صورت نشسته براي بيمار ، اجاره و مزارعه و... و ‹‹ تحسينيات ›› يعني: اموري كه مكارم اخلاقي و انساني را در بر مي گيرد ، هر چند اساس زندگي مردم بر آنها مبتني نوده و عدم مراعاتشان نيز ، موجبات تنگا و مشقت را فراهم نمي آورد . از قبيل : تحريم و مثله كردن و پوشش شرمگاه وممنوعيت خريد و فروش اشياي نجسي و... دسته بندي مي كنيم.